حرفهای من
.
..
.....
.............
.....................
..............................
حر فهایی تنهایی مر در هیچ جا نمی نویسند و نجواهای لب خسته ام
را در برابر هیچ خواننده ای قرار نمی دهند
گلهایی شقایق تنها شنونده صدای من بودنند که
انها هم تا صدای پاییز را شنیدند کوچ کردند
و قلب خسته ام گواه است که در زندان تنهایی ام
بار ها حرفهایی در و دیوار را با اکراه تحمل کرده ام
این بار هم حرفهایی دلم را به روی این صفحه می اورم
تا برای یک بار که شدن یگ گوش شنوا پیدا شود
تا من بتوانم درد دلم را با او در میان نهم
ولی ای صفحه سفید باز هم منتظرم باشید زیرا چنین گوشی را نخواهم یافت.
.............................
....................
............
.....
..
.
+ نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط محمد
|
