تنهایی
تنهایی..........
همان تنها که بودم باز هستم
همان در حسرت پرواز هستم
کبود از دست بازیهای تقدیر
دهان بسته یک راز هستم
نهان در لا به لای پنچه غم
رها در پرده هایی ساز هستم
دویدم تا خط پایان چشمت
ولی در نقطه اغاز هستم
به سو یم باز می گردد صدایم
من ان تنها ترین اواز هستم
ولی با اینهمه ای عشق بی سوز
تو را شیدا ترین سر باز هستم

+ نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند1384ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط محمد
|